عصرتاسوعا
هیئت انصارالعباس علیه السلام
در پی انتشار آلبوم یک خواننده معلوم الحال در توهین به اعتقادات و ائمه معصوم شیعیان، جبهه خارج نشین اپوزوسیون یکبار دیگر انشقاق و شکاف های بین خود را با مطلب مجتبی واحدی بر روی صفحه فیس بوک خود نمایان کرد. مجتبی واحدی که سابقه طولانی در انتشار بیانیه و همچنین توهم لیدری فتنه را دارد، این بار با ارسال پستی بر روی صفحه فیس بوک خود موجبات اعتراض گسترده همفکران خود را فراهم آورد. مشاور ارشد کروبی که این روزها خود را در باتلاق شاهین نجفی(لعنت الله علیه) می بیند و از سویی توهم لیدری جریان فتنه را در سر می پروراند، سعی داشت با به راه اندازی یک کمپین در صفحه فیس بوک خود، آتش به پا خواسته از توهین خواننده رپ جنبش سبز را به نوعی سرد کند اما بر خلاف تصور با پیام های هتاکانه و حاوی توهین از سوی هم مسلکان خود مواجه شد. واحدی که فکر می کرد با به راه اندازی این کمپین و دور کردن شاهین نجفی(لعنت الله علیه) از پیکر بی جان جنبش سبز می تواند تا حدی افتضاح این خواننده رپ را جبران کند، اما به ناگاه متوجه شد جایگاه چندان محبوبی در بین معدود حامیان جنبش سبز نیز ندارد. نکته ای که در پیام های دریافتی در ذیل مطلب واحدی حائز اهمیت است، آن است که بار دیگر بر همگان ثابت شد یکی از شاخه های فعالیت جنبش مرده سبز هدفگیری و تقابل مستقیم با اسلام بوده است. شعارهایی که پیش از این نیز در اغتشاشات سال 1388 بارها و بارها به گوش می رسید حاوی هدفگیری اعتقادات مردم ایران بوده است که بار دیگر در پیام ها و اهانت های حامیان جنبش سبز نمود پیدا کرده است. گوشه ای از پیام های ذیل مطلب مجتبی واحدی مشاور سابق مهدی کروبی به دلیل کامنت های حاوی توهین قادر به انتشار سایر کامنت ها نیستیم ............................................................................................................ مرتبط: بیانیه هیئت الرضا در محکومیت توهین به مقدسات و ذوات معصومین(علیهم السلام) حکم ارتداد خواننده هتاک صادر شد سروده جدیده علیرضا قزوه در باب شعر اخیر شاهین نجفی(لعنت الله علیه): اطلاعيه ( دشمن اهل بيت = از سگ هم نجس تر) این خواننده کثیف میگوید: کارم آگاهانه بود! .:: وای بر هتـاکـان امـام هـادی (ع) ::. کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار تصویری قدیمی از به اسارت گرفتن گروهی از سربازان عراقی توسط یک نوجوان بسیجی نوشتند: آقایان اماراتی! خوب به این عکس نگاه کنید. همین یه جوجه برای 7 پشتتان کافی است. ............................................................. بسیجی دیده بیدارعشق است بسیجی پیرمیدان دارعشق است اگرچه کوچک وکم سن وسال است ولیکن درعمل سردارعشق است خاک قدوم عزاداران فاطمی(س)سرمه چشمانمان...
نشریه پلاک هشت در شماره جدید خود با انتشار ماجرایی به قلم حسین بهزاد از حاج سعید قاسمی، به روایت تقابل اکبر گنجی با شهید همّت در دوره دفاع مقدس پرداخت. سعید قاسمی مسؤول وقت واحد اطلاعات- عملیات لشکر 27 در این زمینه از عافیت طلبیهای اکبر گنجی و طعنههای او به حاج همت و در مقابل واکنش غیرتمندانه و در عین حال، خویشتندارانه حاج همت پرداخته که یادآوری این خاطره در روزهایی که انحراف این جریان عافیتطلب و وابستهگرا روشن شده، جالب است: «عدمالفتحهای پیدرپی دو عملیات "والفجر مقدماتی" در بهمن 61 و "والفجر یک" در فروردین 62، صرفنظر از تمامی تلخکامیهایی که برای فرماندهان لشکرهای سپاه و ارتش برجای نهاد، موجب شد در عقبه سازمانی لشکر 27 محمد رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم یعنی سپاه منطقه 10 تهران، جبهه جدیدی از سوی شماری کار به دستان ذینفوذ وقت، علیه [شهید] همت گشوده شود؛ یعنی افراد همان جریانی که همت همواره از آنها با عنوان "خط سوم" و "خوارج جدید" یاد میکرد. در رابطه با این واقعیت مسکوت مانده، روایتی مستدل و مستند در این مورد، به نقل از سعید قاسمی مسؤول وقت واحد اطلاعات- عملیات لشکر 27، بسنده می کنیم: ...من قبل از شروع عملیات "والفجر یک" در جریان شناسایی منطقه فکه شمالی، از ناحیه گلو به شدت مجروح شدم به طوری که بعدها فهمیدم، به دستور همت، مرا در حالت اغماء به پشت جبهه برای مداوا تخلیه کردند. علیایِحال، بعد از مرخصی از بیمارستان نمازی شیراز، به تهران آمدم و بعد از حدود یک ماه دوری، دوباره همت را دیدم. به من گفت "سعید، فردا صبح بیا تا برویم سپاه منطقه 10" گفتم "چشم حاجآقا". روز بعد، حوالی ساعت 10 صبح، با همت رفتیم به تشکیلات منطقه 10 در خیابان پاستور. آنجا حاجی با دو، سه نفر از مسئولان واحد عملیات منطقه 10، جلسه کوتاهی داشت، بعد که از اتاق عملیات خارج شدیم، توی کریدور، همت گفت «سعید، تو برو توی ماشین، من سری به [...] میزنم و میآیم که برویم». من از حاجی جدا شدم و رفتم سمت راهپلهها. هنوز چند پله پایین نرفته بودم، که متوجه قیل و قالی در کریدور شدم. از نو، از پلهها بالا آمدم، دیدم وسط کریدور، چهار پنج نفر ملبس به لباس فرم سپاه، راه همت را سد کردهاند و جلودارشان کسی نیست جز اکبر گنجی که خوشنشین ازلی ابدی سپاه تهران بود و خودش را از آمدن به جبهه، معذور معرفی میکرد و بعدها هم از سپاه اخراجش کردند. القصه، برادر گنجی صدایش را انداخته بود پس کلهاش و با قیافهای مفتّشمآب، به همت نگاه میکرد و میگفت "خوب واسه متوسلیان آبرو خریدی!... ما خیال میکردیم فقط احمد متوسلیان این هنر رو داشت که بچههای تهران رو ببره کنار جاده اهواز- خرمشهر، اونا رو صدتا، صدتا، به کشتن بده!... حالا میبینیم نه بابا؛ اوستاتر از اونم هست؛ خوب بچههای تهرون رو بردی و هزار هزار، کانال فکه رو با جنازههاشون پُر کردی؛ حاج همت!". این "حاج همت" را هم، به صورت کشدار و با لحنی مسخره، به زبان آورد. من از این همه وقاحت برادرها، خصوصاً سردستهشان برادر گنجی ـ که بین بچههای منطقه 10 به "اکبر قمپوز" و "اکبر پونز" هم معروف بود ـ خشکم زده بود. یک نگاه که به همت انداختم، دیدم صورت سبزهاش از غضب مثل لبو سرخ شده و در سکوت با آن نگاه تیز خودش، زُل زده به اکبر گنجی. آمدم قدم از قدم بردارم و به سمت حاجی بروم که... کار خودش را کرد! با دست راست، چنگ زد یقه اکبر قمپوز را گرفت و به یک ضرب، او را مثل اعلامیه، کوبید لای سه کنج دیوار کریدور و مشت چپاش را برد عقب و فرستاد طرف فک و فیکِ او. گفتم چانهاش له شد. دیدم مشت گره شده حاجی، به فاصله چند سانتی صورت گنجی، توی هوا متوقف مانده و طرف، از خوفِ خوردن این مشت، کم مانده خودش را خیس کند. رفتم جلو. حاجی در همان وضعیت معلق، گنجی را توی سه کنج دیوار، نگه داشته بود. با احتیاط گفتم «حاجآقا، تو رو خدا ولش کن، غلطی کرد، شما بیخیال شو، بیا بریم از اینجا». همت برای چند ثانیه، هیچ واکنشی به التماس درخواستهای من نشان نداد. فقط همانطور بُراق، زُل زده بود به گنجی. دست آخر، در حالی که از غیظ، دندانهایش به هم سائیده میشد، به او گفت «آخه چی بهت بگم بچه مُزلِّف؟ خدا وکیلی، ارزش خوردن این مشت منم، نداری!». بعد، خیلی آرام یقه او را ول کرد و برگشت طرفم و گفت «خیلی خب سعید، حالا بیا بریم!». این واقعه سوای من، چهار پنج شاهد عینی دیگر هم دارد که همگی زندهاند و اگر لازم شد، اسم و آدرسشان را به شما میدهم تا بروید و درباره کم و کیف آن از آنها پرسوجو کنید.» ترجمه نوشته: این یک آمریکایی خر است، زبان عربی نمی داند. برادر شما ابوجهاد! شبكه انگليسي ساخته من و تو كه كمتر از دو سال است فعاليت خود را با سرمايه گذاري مستقيم دربار سلطنتي آغاز كرده و با تابلوي فريبنده شبكه اي به اصطلاح اجتماعي و فرهنگي پا به عرصه وجود گذاشت در جديدترين آگهي استخدام خود سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن در اين شبكه اعلام كرده است. مادر گرانقدر شهید ابن یامین رمضان نژاد فریدونکناری تعریف می کند: «همیشه آرزویم این بود که پسرم را داماد ببینم. وقتی جنازه ی ابن یامین را آوردند، گفتم سفره ی عقد بچینند. آن روز احساس کردم که حوریان بهشتی در اتاق عقد حضور دارند و برای پسرم که با یکی از آنها وصلت کرده از خوشحالی دف می زنند. زمانی که داشتم به دست و پای ابن یامین حنا می بستم انگار کسی به من گفت: حوریان، حنا را از دست و پای داماد می ربایند.» چند روزي است كه گفت و گفت اخير حجةالاسلام هاشمي با فصلنامه مطالعات بين الملل نقل محافل خبري و سياسي ايران شده است. صحبت هاي ايشان به قدري بي پروا و روشن است كه در نگاه اول ساده لوحانه به نظر ميرسد. جملاتي همچون "آمریکا قدرت برتر دنیا است"، "میخواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که نتوانستم. نتوانستم غیر از این است که نخواستم"، "میخواستم با مصر رابطه برقرار کنیم که نتوانستیم" "چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟"، " ...به امام گفتم [هفت موضوع از جمله ارتباط با آمريكا] گردنههایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود". آقاي هاشمي بسيار خوب فضاي ايران را ميشناسد و ميداند اين گفتهها برايش دردسر ساز خواهد شد و موجب خشم و دلخوري قاطبه امت حزب الله ميشود . //////////////////////////////////////////////////////////////////////////// مرتبط: البته چندی پیش نیزبه سوژه قرارگرفتن آقای هاشمی در رسانه های ضدانقلاب پست192 نیزاشاره شده بود فاطمیه نامه: پاسخ به وهابیت درباره مصائب فاطمه (س) اقوال مختلف درباره روز شهادت حضرت زهرا(س)/ معتبرترین قول کدام است به روایت معتبرترین منابع و مدارک؛ چرا قبر حضرت زهرا(س) مخفی است؟ ثبت انقلاب اسلامی در صحيفه فاطميه در منظر امام خمینی(ره) حضرت زهرا(س) نخستین شهید راه ولایت است آیتالله وحید خراسانی:مراسم شهادت حضرت زهرا (س) باشکوه برگزار شود
نديدند از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح ، از شهدا مي گيرند از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه اميرالمؤمنين (ع) را تنگ در آغوش گرفته اند از آنان که بازي مي دهند از آنان که بازي مي خورند از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها! دلم از دست همه گرفته ... ایوان نجف عجب صفایی دارد... اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است. سلامتی مادران شهیدان تنها کسانی که هنوز شب های جمعه به گلزار شهیدان می روند . صلوات! به راستی اگر مادران شهیدان بروند چه کسی جای آنان را پر خواهد کرد ؟!
شعر زیبای حاج مهدی سلحشور که در جلسه هفتگی هیئت فاطمیون قم درباره ماهیت فتنه 88 و ساکتین فتنه سروده شده، با استقبال گسترده کاربران اینترنتی در فضای مجازی روبرو شده است. مخاطبان محترم میتوانند این مداحی زیبا را از اینجا دریافت کنند. بال پرواز گشایید که پرها باقیست پشت بت ها نشود راست پس از ابراهیم گفت فرزانه ای هر روز شما عاشوراست جنگ پایان پدر های سفر کرده نبود گر چه پیروزی از آن من و تو خواهد بود شرط اول قدم آنست که مجنون باشیم نیست خالی دل ارباب یقین از غصه *** سخن از فتنه شد و چرت غزل شد پاره قصه تلخ است، چه تلخ است بگویم یا نه قصه آن بود که دشمن دهنش آب افتاد آتش فتنه چنان شد که خدا می داند قصه آن بود که یک طایفه که فتنه از اوست آری آن طایفه خود را ز خدا منفک کرد سامری گفت بیایید به شهرت برسیم سامری گفت که در شور حکومت شعف است گر چه یاران علی بودند، سازش کردند نکته ها بر لبمان رفت و خریدار نبود قصه آن بود که یک طایفه درویش شدند گاه از این سوی سخن، گاه از آن سو گفتند خواستند امر نماید به همیت مولا همچو امروز پر از فتنه شود فرداها مگر این نغمه ز نای شهدا جاری نیست که سکوت من و تو وقت خطر جایز نیست همه گفتند بمان، مرتبه پیمایی کن دست کم سمت حوالی وطن هجرت کن همه گفتند بمان، او سخن دیگر داشت *** کوچ کرد از وطنش بال و پری پیدا شد گفت هنگام قیام است سر و جان بازید *** وای اگر اهل بصیرت، احد از یاد برند گفت ای پاک دلان، ختم به خیر است این راه این چنین بود اگر یک شبه رسوا شد خصم این چنین است که ما بیرق و پرچم داریم عبرت آموز ز تاریخ که خائن کم نیست و خدا هست و هر آن چیز که از وی باقیست این چنین بود که ایران همه عاشورا شد و حسین بن علی باز به امداد آمد
![]()









همچنان كه آقاي توكلي نيز مردم را خوب ميشناسد و ميداند اقدام وقيحانه سايت ايشان در ايجاد رابطه، گفتگو و پرسش و پاسخ با نماينده آمريكا چه عواقبي را براي ايشان به ارمغان ميآورد. ميدانند كه بعد از اين اقدامات، بايد منتظر واكنش تند رسانههاي مردمي و هم چنين شعارهاي بعد از نماز جمعه باشند كه شايد بگويند: "هاشمي، مبارك**پيوندتان مبارك" "توكلي، آمريكا**پيوندتان مبارك" و يا شعارهايي به مراتب تندتر از اين. پس اين تحركات به چه معناست؟ آيا اشتباه كرده، فريب خورده و يا چيزي از اين دست؟ يا آنكه اعلام شروع يك حركت جديد اين جريان است؟ درست مانند نامه بي سلام و والسلام هاشمي و آغاز فتنه 88. يا موضوع ديگري است؟
در ابتداي اين بحث مي خواهيم مروري كوتاه بر رسانههاي خارجي داشتهباشيم كه اكنون با دست هاشمي گردو ميشكنند و ببينيم نظر آنها درباره اين موضوع چيست؟ و كدام بخش از صحبت هاي حجةالاسلام رفسنجاني برايشان داراي ارزش خبري بوده است؟
دويچه وله: رسانه اي آلماني كه مخاطبان آن عمدتا مردم اروپا و آسياي مركزي مي باشند.
تيتر اول: رفسنجاني: قطع رابطه با آمريكا قابل تداوم نيست.
جملات مورد توجه اين رسانه: از شعار «نه غربي نه شرقي» تفسيري عوامانه صورت گرفته - عده اي در در داخل هستند كه نمي خواهند ما با عربستان رابطه دوستانه داشته باشيم - ما نبايد از حزب الله و حماس برای مزاحمت دیگران استفاده کنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، اینگونه مسائل قابل تحمل است.
صداي اسرائيل: رسانه رسمي وزارت خارجه اسرائيل كه مخاطبان آن عمدتا مردمان خاورميانه هستند.
تيتر: رفسنجاني: حمايت ما از حماس و حزب الله قابل دفاع است.
جملات مورد توجه: حمایت از این ها همیشه قابل دفاع بوده است. به شرط آنکه ما از این ها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و این ها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی کند، این گونه مسائل قابل تحمل است.
تحليل اين رسانه: سخنان هاشمي رفسنجاني به نوعي اذعان به ماجراجوييهاي ايران در سطح جهان و استفاده اين حكومت از سازمان هاي تروريستي براي ضربه زدن به كشورهاي ديگر است.
بي بي سي: معلوم الحال
تيتر اول: رفسنجاني: از امام خواستم كه مسئله رابطه با آمريكا را در زمان حياتش حل كند.
جملات مورد توجه: [رابطه با آمريكا] گردنه اي است كه اگر شما [امام] ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور مشكل خواهد بود- اگر مدیریت نیرومندی در کشور کارها را به عهده بگیرد، همین حالا میتواند خیلی زود با یک حرکت جهشی این مسائل را حل کند -بعد از رحلت امام، در شورای عالی امنیت ملی تصویب کردیم که روابطمان را با مصر برقرار کنیم اما نشد.
تحليل اين رسانه: شكاف در حكومت با توجه به آنكه آيت الله خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي از سرسخت ترين مخالفان مذاكره تهران واشنگتن است.
صداي آمريكا (voa): معلوم الحال
تيتر: رابطه بين ايران و آمريكا
جملات مورد توجه: براي ما دوست و دشمن دائمي وجود ندارد- آمريكا قدرت برتر دنياست - فكر مي كنم هنوز روابط خوب با عربستان مقدور است.
تحليل اين رسانه: همزماني اين گفتگو با اقدام سايت الف (وابسته به احمدتوكلي) كه در آن از آلن اير (سخنگوي فارسي زبان كاخ سفيد) خواسته بود پاسخ خوانندگان را بدهد نشان دهنده وجود جرياني براي ارتباط با امريكا در ايران است.
العربيه: رسانه اي كه عرب ها آن را "العبري" (زبان يهودي) ميخوانند و مخاطب آن كشورهاي خاورميانه و عرب زبان است.
تيتر اول: هاشمي رفسنجاني: مي خواستم با آمريكا و مصر مذاكره را شروع كنم اما نتوانستم.
جملات مورد توجه: میخواستم با مصر رابطه برقرار کنیم که نتوانستیم- میخواستم با آمریکا مذاکره را شروع کنم که نتوانستم. نتوانستم غیر از این است که نخواستم - نبايد از اینها [حماس و حزب الله] برای مزاحمت دیگران استفاده کنیم .اینها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، اینگونه مسائل قابل تحمل است.
تحليل اين رسانه: این سخنان هاشمی رفسنجانی بر خلاف اظهارات اکثر مقام های مسئول ایرانی به ویژه آیت الله علی خامنه ای رهبر این کشور است که در گفتمان رسمی خود آمریکا را "شیطان بزرگ" توصیف می کنند.
در تحليل درست اين اقدام حجة الاسلام هاشمي بايد به چند نكته ديگر نيز دقت نمود:
اول آنكه هاشمي يك سياست مدار است و مرگ او در فراموشي اوست. او نمي خواهد مانند كروبي و موسوي كه توسط رسانه ها و مردم به دست فراموشي سپرده شده اند از گردانه خارج شود به همين دليل مي خواهد با سخنان گاه و بيگاه خود توجه رسانه ها را به خود جلب كند.
دوم آنكه هاشمي براي جلب آرائ عمومي نياز به اين جنجال ها دارد. به گفته لانگ ولانگ كه مي گويد اگر بتواني در جامعه جنجال بيافريني و موضوعي را نقل محافل و گفتگوها كني ميتواني احساسات عمومي را درباره آن مسئله بر انگيزي، در اين حالت چشم و گوش جامعه تيز شده و منتظر يك تاييد و يا ردّ از طرف منبعي محبوب است اين آخرين مرحله بود و اكنون ديگر افكار عمومي همراه شده است و مي توانيد فشار آن را به سمت كسي كه مي خواهيد هدايت كنيد.
سوم آنكه انتخابات 92 (رياست جمهوري) در راه است و آرامش سياسي كشور به نفع طيف آقاي هاشمي نمي باشد. آنها سعي خواهند كرد تا با ايجاد تنش هايي پي در پي فضاي رسانه اي و سياسي كشور را به نوعي گل آلود كرده و از اين طريق براي خود ماهيگيري كنند. آقاي هاشمي نتوانست اين نيت خود را مخفي نگه دارد و ناخواسته در بخشي از صحبت ها به آن اشاره نمود " اگر حالا هم مدیریت نیرومندی در کشور کارها را به عهده بگیرد، همین حالا میتواند خیلی زود با یک حرکتهای جهشی این مسائل را حل کند"
اما اين گفته هاي آقاي هاشمي و اقدامات سايت احمد توكلي حاوي پيام هايي براي خارج از كشور نيز بود. پيامي كه به آمريكا، عربستان و اسرائيل مي فهماند كه اولا جريان مقابله با رهبري و آرمان هاي امام به طور كامل از بين نرفته و در بدنه نظام نيز نفوذ دارد و ثانيا در صورت حمايت از اين جريان در انتخابات آينده و پيروزي اين طيف در انتخابات، آنها مي توانند به تامين منافع نامشروع خود در ايران اميدوار باشند جرياني كه به دنبال دوستي با عربستان، مذاكره با آمريكا و استفاده نكردن از حزب الله و حماس است. البته دومين مخاطب خارجي اين اقدامات، انقلابيون نهضتهاي بيدارياسلامي هستند كه با الگوگيري از انقلاب ايران به مقابله با آمريكا برخواسته و پرچمهاي استكباري را در قاهره، منامه، صنعا، تونس، اسكندريه و ديگر شهرها به آتش مي كشند. اما آقاي هاشمي به عنوان يكي از انقلابيون دهه 50 ايران به آنان پيام مي فرستد كه استكبار ستيز نباشند و مشتركاتشان را با "شيطان بزرگ" پيدا كنند و اختلافات را كنار بگذارند.
حال با توجه به اين نكات و پيامهاي داخلي و خارجي و با در نظرگرفتن بازتاب بين المللي افاضات ايشان در رسانه هاي خارجي، ميتوان قصد و نيت ايشان از بيان اين سخنان را به خوبي دريافت و دانست كه انقلابي دهه50 در ذهن خود چه مي پروراند.



و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.
متن این شعر به شرح زیر می باشد:
بعد از این باز سفر، باز سفرها باقیست
بت شکن رفت ولی باز تبر ها باقیست
جبهه ها باقیست، شمشیر و سپر ها باقیست
شور آن واقعه در جان پسر ها باقیست
شرط ها باقیست، اما و اگر ها باقیست
در ره منزل لیلی که خطر ها باقیست
فتنه ها می رود و خون جگر ها باقیست
واژه ها در به در و قافیه ها آواره
صبرتان می رود از دست بگویم یا نه
کشتی وحدت ما سخت به گرداب افتاد
آنقدَر دل نگران شد که خدا می داند
دوست را دشمن خود خواند، و دشمن را دوست
روی بر سامری آورد و به موسی شک کرد
با پرستیدن گوساله به قدرت برسیم
باید این بار به قدرت برسیم، این هدف است
با معاویه نشستند و خوش و بش کردند
گوش آن طایفه انگار بدهکار نبود
جا نماز آب کشان، عافیت اندیش شدند
هر چه گفتند در آن روز دو پهلو گفتند
تن دهد باز به امر حکمیت مولا
اوفتد این کار به تدبیر ابوموسی ها
مگر این زمزمه در خون خدا جاری نیست
کوفه، کوفه ست ولی ترک سفر جایز نیست
در همین مکه اقامت کن و آقایی کن
ای عقیق از همه بگذر، به یمن هجرت کن
آن سفر کرده هوای وطنی دیگر داشت
رفت در جاده شتابان، سفری پیدا شد
سر مدزدید اگر فتنه گری پیدا شد
چون غنیمت زدگان ترک خود از یاد برند
راه بیداری صد حرّ و زهیر است این راه
با دو صد دبدبه و کبکبه رسوا شد خصم
هر چه داریم من و تو ز محرم داریم
این هم از عبرت ایوان مداین کم نیست
فتنه خاموش شد اما نهم دی باقیست
با سر انگشت دعا مشت خیانت وا شد
و چنین بود خدای تو به مرصاد آمد


Design By : Night Melody












